0 نظر
درباب حکمت زندگی

درباب حکمت زندگی

کتاب درباب حکمت زندگی نوشته آرتور شوپنهاور است. آرتور شوپنهاور، فیلسوف بزرگ آلمانی، این کتاب را در دوران کهن سالی و در اواخر عمر نوشته است که شامل شش فصل می باشد.. او در این کتاب درباره ی زندگی و مسائل عمیق مربوط به آن از جمله قناعت، جایگاه و ارزش ما در نظر دیگران (آبرو) و دارایی ما سخن می گوید و سخن زرینش را با استفاده از جواهر سخنان بزرگان از جمله سعدی، قیمتی تر می کند. نسخه فارسی این کتاب که توسط آقای محمد مبشری ترجمه شده است.

کتاب در باب حکمت پیرامون زندگی در قالب فلسفه سعادت است. شوپنهاور در این دفتر کوشیده است تا از فلسفه ای سخن براند که محرک حرکت زندگی به سوی سعادت است. شوپنهاور گفتار را با آن چه هستیم، آن چه داریم و آن چه می نماییم آغاز می کند و بر پایه این سه اصل مباحث خود را پیش می برد و وارد نکات مهم می شود.

فلسفۀ آرتور شوپنهاور را همواره به منزله فلسفه ممتاز هنر، حتی فلسفه مرجحِ هنرمندان تلقی کرده اند؛ نه به این علّت که بخش بزرگی از فلسفه او به هنر اختصاص دارد… یا ساختار این فلسفه در کمال روشنی، شفافیت و انسجام و لحن آن نیرومند، آراسته، دقیق و … واجد انضباطی شاداب است … همۀ اینها «نمود» یا ظاهر امر است، یعنی بیان ضروری و فطریِ ماهیت و عمقِ این نحوۀ اندیشیدن … بیان طبع پویا و هنرمندانه ای که جز در این قالب ممکن نیست متجلّی گردد.

لئو تالستوی در سال 1869 در نامه ای به آفاناسی فل می نویسد: «آیا می دانید که تابستان امسال تا چه اندازه برایم پرارزش بود؟ این ایام را با شیفتگی به شوپنهاور و لذت های روحی فراوانی گذراندم، که پیش از آن هرگز نمی شناختم… ممکن است روزی نظرم در این باره تغییر کند، اما به هر حال اکنون یقین دارم که شوپنهاور نابغه ترین انسان هاست. وقتی آثارش را می خوانم نمی فهمم که چرا تا به حال ناشناس مانده است. شاید توضیح این امر همان باشد که او خود بارها تکرار کرده است، به این معنا که اکثریت آدمیزادگان را ابلهان تشکیل می دهند.»

جملاتی از کتاب:

«غالب مردم بالاترین ارزش را برای نظر دیگران قائل اند و دغدغه آنها بیشتر نظردیگران است تا آنچه در فکر خودشان میگذرد. »

«هر چه انسان از لحاظ درونی غنی تر باشد ، دیگران را تهی می یابد و بسیاری از چیزهایی که افراد عادی را ارضا می کند برای او سطحی و پوچ است.»

«آدمی هر چه در درون خود بیش تر مایه داشته باشد ، از بیرون کم تر طلب می کند و دیگران هم کم تر می توانند چیزی به او عرضه کنند. از این رو ، بالا بودن شعور به دوری از اجتماع منجر می گردد.»

«انسان های وحشی یکدیگر را می خورند و انسان های متمدن ، یکدیگر را فریب میدهند.»

به اشتراک گذاشتن این مطلب
منبع: